مزخرف ترین شبهای عمرم بود

امروز یه پست از وبلاگ خانم خونه خواندم فکر میکنم خیلی از ما درک مدیریت در منزل را نداریم اما رفتار ما بعنوان مرد بایستی خیلی مناسب و شفاف باشد:

 

امشب یکی از مزخرف ترین شبهای عمرم بود . همسرم یک سال و یک ماهه مزاحم تلفنی داره و همش گوشیشو از من مخفی می کرد و امشب دوباره فهمیدم همون مزاحم همیشگیه .. نفرینش می کنم به خاک سیاه بشینه ..جونمرگ بشه چون عشق و علاقه زندگی مو از من می گیره .. منو سرشار از نفرت می کنه . به حق همین شبها و روزای عزیز انشالله روی خوشبختی رو هرگز نبینه .. و به بدترین نحو ذلیل بشه ..

خاک بر سر هر از چند وقتی مزاحم می شه و همه اس هاش هم در مورد مصطفی صدق می کنه ..یعنی وقتایی که من نیستم انگار با هم اس بازی کردن یه بار هم که گفت ایمیل و من دیدیم که چت کردن ولی نمی دونم واقعا همسرم آشغاله و یا اون طرف به هر حال یه نفر این وسط مزخرفه ..

امروز اس داده عزیزم نمی خوام همسرت پیاممو ببینه .. اون سری که دید (که ما دعوا کردیم ) بهم خیلی سخت گذشت .. دوست ندارم فکر کنه من لاشی هستم یعنی می خوام این ادمو خفه کنم به مصطفی می گم تو نمی خوای کاری کنی می گه چیکار کنم مزاحمه  دیگه می گم شکایت کن می گه ایرانسله ریخته تو بازار نمی تونی صاحبشو پیدا کنی .. می گم لااقل بد و بیراه بهش بگو می گه در شان من استاد دانشگاه نیست . یعنی می خوام بگم ...م تو اون  استاد دانشگاهیت ..

مزاحمی که 13 ماهه داره مزاحم می شه خب یه جای قضیه می لنگه خب .. تو نباید به عنوان مرد خونه اقدامی بکنی ؟ راضی می شی من 1 سال مزاحم داشته باشم ؟! می گه قضیه مرد و زن فرق می کنه .. کم کم داره باورم می شه مشکل از مصطفی است .. اون دوست داره مزاحم داشته باشه ولی نمی خواد من بدونم . وقتایی که دروغ می گه از چشاش معلومه ..

خدایا یا منو بکش یا این افکار منفی مزخرفو از ذهنم دور کن

/ 0 نظر / 10 بازدید